السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
82
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
بگويد ( اللهم ارزقني الحلال وجنبني الحرام ) ودر وقت ديدن آب استنجاء وتوجه به أو بگويد ( الحمد لله الذي جعل الماء طهورا ولم يجعله نجسا ) ودر وقت استنجاء بگويد ( اللهم حصن فرجى واعفه واستر عورتي وحرمني على النار ووقفنى لما يقربني منك يا ذا الجلال والاكرام ) وچون از استنجاء فارغ شود بگويد ( الحمد لله الذي عافاني من البلاء وأماط عنى الأذى ) وچون از جاى خود برخواست دست راست را بر شكم بمالد وبگويد ( الحمد لله الذي أماط عنى الأذى وهنانى طعامي وشرابى وعافاني من البلوى ) ودر وقت بيرون آمدن يا بعد از آن بگويد ( الحمد لله الذي عرفني لذته وأبقى في جسدي قوته واخرج عنى اذاه يا لها نعمة يا لها نعمة يا لها نعمة لا يقدر القادرون قدرها ) ومستحب است كه استنجاء از غايط را مقدم دارد بر استنجاء از بول ودر استنجاء بأحجار اگر به پيش از سه پارچه محتاج شد آن را طاق قرار دهد به اين معنى كه اگر به چهار سنگ يا به چهار پارچه كهنه پاك شد يكى ديگر زياد كند كه طاق شود واگر به شش پاك شد نيز يكى زياد كند وهكذا واين كه استنجاء واستبراء را بدست چپ كند ومستحب است كه تدبر وتفكر كند وبه نظر عبرت ملاحظه نمايد كه چيزى كه سعى بسيار وجد وجهد بيشمار در تحصيل وتحسين أو كرده بود عاقبت أو چه شد وبچه مرتبه از خساست رسيد وهم ملاحظه كند قدرت پروردگار خود را كه چگونه أو را از اذيت اين كثافت خلاص كرد وبراحت انداخت تا شكر گذارى كند وتكبر نكند وزهد وورع را پيشه سازد ودر دعاى آخر اشاره به عظمت اين نعمت شده وآنكه مردم قدر اين نعمت را چندان كه بايد نمىشناسند ( واما مكروهات ) پس آن استقبال ماه وخورشيد است به بول وغائط كه متحقق مىشود در أول به استقبال متخلى ودر ثاني باستدبار أو جرم نيرين را وكراهت بر طرف مىشود به پوشانيدن عورت خود را بساترى واگر چه دست باشد يا داخل شدن در بنايى يا پشت ديوارى ورو بباد بول كردن بلكه غائط نمودن نيز ونشستن در شارع مسلمانان ودر مشارع يعنى مكانهائى كه مسلمانان به جهت آب برداشتن از نهر يا چاه يا آب انبار مىخواهند تردد كنند ودر جاهائى كه قافله انداز ومنزل گاه ايشان است ودر درب مساجد وخانها ودر زير درختان ميوه دار بلكه ميوه هر چند در غير وقت ميوه أو باشد وايستاده بول كردن مگر در حالي كه نوره كشيده باشد ودر حمام ودر زمين صلب ودر سوراخ جانوران ودر آب خصوص ايستاده وخصوص در شب بول كردن وبول را به هوا پاشيدن وخوردن وآشاميدن ومسواك كردن در حال تخلى بلكه در بيت الخلا مطلقا واستنجاء نمودن